maturely

ma·ture·ly/məˈtjʊərli/
maturefully developed or grown-lyadverb suffix indicating manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): matureposition (جایگاه): end

قید — به‌طور بالغانه

به‌طور بالغانهبا بلوغ

به گونه‌ای که رشد کامل، خرد یا رفتار مسئولانه را نشان دهد.

In a way that shows full development, wisdom, or responsible behavior.

«او وضعیت را به طور بالغانه و آرام مدیریت کرد.»

He handled the situation maturely and calmly.

«او برای سن خودش به طور بالغانه صحبت کرد.»

She spoke maturely for her age.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wiselyعاقلانه

رایج. معنی نزدیک وقتی درباره رفتار مسئولانه یا دقیق باشد.

Common. Close meaning when referring to responsible or thoughtful behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000