matting

mat·ting/ˈmætɪŋ/
mata piece of fabric or material-ingprocess or result
noun (اسم)common

اسم — حصیر

حصیرپارچه الیافیگرفتگی مو

جنس تهیه‌شده از الیاف یا رشته‌های فشرده شده که یک حصیر یا توده تشکیل می‌دهد؛ همچنین مو یا پر گره‌خورده

Material made of fibers or strands pressed together to form a mat; also tangled hair or fur

«عرق اسب گرفتگی شدید داشت.»

The horse's mane had heavy matting.

«حصیر اغلب برای محافظت از کف استفاده می‌شود.»

Matting is often used to protect floors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matحصیر

رایج. اصطلاح عمومی‌تر برای قطعه‌ای از جنس یا مو گره‌خورده.

Common. More general term for a piece of material or tangled hair.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000