mauling
اسم — حمله وحشیانه
واقعهای که در آن یک فرد یا حیوان بر اثر حمله، به ویژه توسط یک حیوان وحشی، به شدت زخمی میشود.
An instance of a person or animal being severely injured by an attack, especially by a wild animal.
«کوهنورد از حمله خرس در بیابان جان سالم به در برد.»
“The hiker survived a bear mauling in the wilderness.”
«گزارشهای خبری حمله ببر به یک باغبان باغ وحش را پوشش دادند.»
“News reports covered the mauling of a zookeeper by a tiger.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. اصطلاحی گستردهتر از 'ماولینگ'. در حالی که همه ماولینگها حمله هستند، همه حملات ماولینگ نیستند (مثلاً یک حمله کلامی، یک مشت سریع). از 'حمله' زمانی استفاده کنید که ماهیت جراحت کمتر مشخص یا شدید باشد. 'ماولینگ زخمهای عمیقی بر او به جا گذاشت.' در مقابل 'حمله او را شوکه کرد.'
Common. A broader term than 'mauling'. While all maulings are attacks, not all attacks are maulings (e.g., a verbal attack, a quick punch). Use 'attack' when the nature of the injury is less specific or severe. 'The mauling left him with deep wounds.' vs 'The attack left him shaken.'
رسمی/ادبی. از نظر معنا و شدت بسیار شبیه 'ماولینگ' است و اغلب به معنای حملهای حتی وحشیانهتر و مخربتر است. 'ساوجینگ' میتواند به معنای پارهپاره کردن نیز باشد. اغلب در زمینههای حملات شدید حیوانات قابل جایگزینی است.
Formal/Literary. Very similar in meaning and intensity to 'mauling', often implying an even more brutal and destructive attack. 'Savaging' can also imply tearing apart. Often interchangeable in contexts of severe animal attacks.
فعل — زخمی کردن
عمل آسیب رساندن جدی به یک فرد یا حیوان از طریق ضربه زدن یا پاره کردن.
Present participle of 'maul'; to injure (a person or animal) by beating or tearing.
«خرس در حال دریدن توله کوچک بود.»
“The bear was mauling the small cub.”
«او در طول بازی توپ را با پاهایش لگدمال میکرد.»
“He was mauling the ball with his feet during the game.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/تصویری. به معنای بدشکلی یا از دست دادن اندام یا قسمتهایی از بدن، که اغلب دائمی است و از طریق جراحت خشونتآمیز ایجاد میشود. 'ماولینگ' بر آسیب جدی عمومی تمرکز دارد، در حالی که 'مثله کردن' بر بدشکلی ناشی از آن. همیشه قابل جایگزینی نیستند؛ 'مثله کردن' قویتر است.
Formal/Graphic. Implies a more severe and often permanent disfigurement or loss of a limb/body part, often through violent injury. 'Mauling' focuses on the general severe injury, 'mutilating' on the resulting disfigurement. Not always interchangeable; 'mutilating' is stronger.
رسمی/پزشکی. به طور خاص به ایجاد بریدگیهای عمیق و نامنظم یا پارگی در گوشت اشاره دارد. در حالی که ماولینگ اغلب شامل پارگی است، 'پاره پاره کردن' بر نوع زخم تمرکز دارد، در حالی که 'ماولینگ' کل عمل آسیب وحشیانه را توصیف میکند. 'چنگالها پوست او را پاره پاره میکردند.' در مقابل 'شیر طعمه خود را درید.'
Formal/Medical. Specifically refers to creating deep, jagged cuts or tears in flesh. While mauling often involves lacerations, 'lacerating' focuses on the type of wound, whereas 'mauling' describes the overall act of brutal injury. 'The claws were lacerating his skin.' vs 'The lion was mauling its prey.'