savaging

sav·ag·ing/ˈsævɪdʒɪŋ/
savagewild, fierce-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): savagedpast participle (مفعولی): savaged-ing (حال): savaging3rd (سوم): savages

فعل — وحشیانه حمله کردن

وحشیانه حمله کردنشدیداً انتقاد کردن

با خشونت حمله کردن یا شدیداً انتقاد کردن.

To attack fiercely or criticize harshly.

«منتقدان شدیداً فیلم جدید را نقد کردند.»

The critics were savaging the new movie.

«گرگ به طرز وحشیانه‌ای به شکار خود در جنگل حمله می‌کرد.»

The wolf was savaging its prey in the forest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackحمله کردن

رایج. اقدام تهاجمی فیزیکی یا کلامی.

Common. Physical or verbal aggressive action.

assailحمله کردن

رسمی. حمله یا انتقاد شدید.

Formal. To attack someone violently or criticize strongly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000