sauté

sau·té/soʊˈteɪ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sautéedpast participle (مفعولی): sautéed-ing (حال): sautéing3rd (سوم): sautés

فعل — تفت دادن

تفت دادنسرخ کردن سریع

غذا را به سرعت در مقدار کمی روغن یا چربی روی حرارت زیاد تفت دادن، معمولاً با هم زدن یا بالا انداختن.

To fry food quickly in a small amount of fat over high heat, often stirring or tossing.

«پیازها را تفت دهید تا شفاف شوند.»

Sauté the onions until they are translucent.

«او قارچ‌ها را با سیر و سبزیجات تفت داد.»

She sautéed the mushrooms with garlic and herbs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fryسرخ کردن

متداول. «سرخ کردن» یک اصطلاح گسترده‌تر است که شامل پخت و پز در چربی داغ می‌شود، در حالی که «سوت کردن» به یک روش سریع با حرارت بالا و چربی کمتر اشاره دارد. می توانید تخم مرغ را سرخ کنید، اما معمولاً آن را سوت نمی کنید.

Common. 'Fry' is a broader term encompassing cooking in hot fat, while 'sauté' specifies a quick, high-heat method with less fat. You can 'fry' an egg, but you wouldn't typically 'sauté' it.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): sautés

اسم — غذای سوت شده

غذای سوت شدهتفت داده شده

غذایی یا خوراکی که با روش سوت کردن (تفت دادن سریع) آماده شده است.

A dish or an item of food prepared by sautéing.

«منو شامل یک سوت مرغ خوشمزه بود.»

The menu featured a delicious chicken sauté.

«برای شام یک سوت سبزیجات داشتیم.»

We had a vegetable sauté for dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000