saute

sau·té/ˈsoʊ.teɪ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sautéedpast participle (مفعولی): sautéed-ing (حال): sautéing3rd (سوم): sautés

فعل — تفت دادن

تفت دادنسرخ کردن سریع

پختن سریع غذا در مقدار کمی روغن یا چربی با حرارت نسبتاً زیاد.

To cook food quickly in a small amount of oil or fat over relatively high heat.

«او سبزیجات را تا نرم شدن تفت داد.»

She sautéed the vegetables until tender.

«پیاز را در روغن زیتون تفت بده.»

Saute the onions in olive oil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000