middle-aged

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌmɪdəlˈeɪdʒd/
middlemiddle periodagedhaving a certain age
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more middle-agedsuperlative (عالی): most middle-aged

صفت — میانسال

میانسالدر میانه عمر

مربوط به دوره میان جوانی و پیری، معمولاً بین ۴۰ تا ۶۵ سالگی.

Relating to the period in life between young adulthood and old age, typically 40 to 65 years old.

«این برنامه برای بزرگسالان میانسال طراحی شده است.»

The program is designed for middle-aged adults.

«او مردی میانسال با دو فرزند است.»

He is a middle-aged man with two children.

تفاوت با واژه‌های مشابه
midlifeمیان‌سالی

معمولی. به دوره میانه عمر اشاره دارد و معمولاً در توصیف سن قابل تعویض است.

Common. Refers to middle period of life, often interchangeable in describing age.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000