migration

mi·gra·tion/maɪˈɡreɪʃən/
migrmove or travel-ationprocess or act of
noun (اسم)common

اسم — مهاجرت

مهاجرتکوچ

حرکت مردم یا حیوانات از جایی به جای دیگر

the movement of people or animals from one place to another

«کوچ پرندگان هر سال اتفاق می‌افتد.»

Bird migration happens every year.

«مهاجرت اقتصادی اخیراً افزایش یافته است.»

Economic migration has increased recently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relocationجابجایی

رایج. اصطلاح عمومی برای جابجایی از یک مکان به مکان دیگر.

Common. General term for moving from one place to another.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000