militant

mil·i·tant/ˈmɪlɪtənt/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more militantsuperlative (عالی): most militant

صفت — رادیکال

رادیکالمبارز

حمایت قوی از یک هدف، اغلب به روش‌های تهاجمی.

Showing strong support for a cause, often favoring aggressive methods.

«او یک حامی متعصب حقوق محیط زیست است.»

He is a militant supporter of environmental rights.

«گروه‌های مبارز خواهان تغییر فوری هستند.»

Militant groups demand immediate change.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activistفعال اجتماعی

معمولی. حامی فعال که در موضوعات اجتماعی یا سیاسی مشارکت دارد، همیشه پرخاشگر نیست.

Common. Supporter actively involved in social or political causes, not always aggressive.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): militants

اسم — مبارز

مبارز

کسی که برای حمایت از هدفی از روش‌های تهاجمی استفاده می‌کند.

A person who uses aggressive methods to support a cause.

«مبارزان با صدای بلند در میدان اعتراض کردند.»

The militants protested loudly in the square.

«برخی مبارزان به اقدامات خشونت‌آمیز روی می‌آورند.»

Some militants resort to violent actions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activistفعال اجتماعی

روزمره. کسی که در موضوعات اجتماعی فعال است، گاهی مبارز اما نه همیشه.

Everyday. One active in causes, sometimes militant but not always.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000