molting

molt·ing/ˈmoʊltɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): moltedpast participle (مفعولی): molted-ing (حال): molting3rd (سوم): molts

فعل — ریختن پر

ریختن پرریختن پوست

صفت استمراری molt؛ رها کردن پرها، پوست یا پوسته قدیمی برای رشد جدید.

Present participle of molt: shedding old feathers, skin, or shell to make way for new growth.

«پرنده پرهایش را می‌ریزد.»

The bird is molting its feathers.

«ریختن پوست در مارها طبیعی است.»

Snakes molting skin is natural.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sheddingریختن

رایج. اصطلاح کلی برای از دست دادن لایه‌های قدیمی؛ معادل molt در جانوران.

Common. General term for losing old surface layers; synonym for molting in animals.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000