mongering

mong·er·ing/ˈmʌŋɡərɪŋ/
mongerytrade or selling, often disapproving-ingaction or process
noun (اسم)informal

اسم — کاسب‌کاری

کاسب‌کاریشبه‌دادوستد

عمل تبلیغ یا اشاعه چیزی ناخوشایند، مانند ترس یا شایعات.

The act of promoting or spreading something undesirable, such as fear or rumors.

«کاسب‌کاری ترس تنش‌های اجتماعی را بدتر می‌کند.»

Fearmongering worsens social tensions.

«آن مقاله به تحریک جنگ متهم شده است.»

The article is accused of war mongering.

تفاوت با واژه‌های مشابه
incitementتحریک

رسمی. هنگام تحریک احساسات منفی به کار می‌رود، همیشه در متن‌های روزمره و معادل نیست.

Formal. Used when encouraging negative feelings, not always interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000