monolingual

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mo·no·lin·gual/ˌmɒnəˈlɪŋɡwəl/
mono-onelingualrelated to language
adjective (صفت)formal

صفت — تک‌زبانه

تک‌زبانه

فردی که فقط به یک زبان صحبت می‌کند یا از آن استفاده می‌کند.

Speaking or using only one language.

«او تک‌زبانه است و فقط انگلیسی صحبت می‌کند.»

He is monolingual and speaks only English.

«مدرسه برنامه‌هایی برای دانش‌آموزان تک‌زبانه ارائه می‌دهد.»

The school offers programs for monolingual students.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000