lingual

lin·gual/ˈlɪŋɡwəl/
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more lingualsuperlative (عالی): most lingual

صفت — زبانی

زبانیمربوط به زبان

مربوط به زبان (عضو بدن) یا زبان (لغت).

Relating to the tongue or language.

«عصب‌های زبانی حس زبان را کنترل می‌کنند.»

Lingual nerves control sensation in the tongue.

«مهارت‌های زبانی برای زبان‌آموزان ضروری است.»

Lingual skills are essential for language learners.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oralدهانی

رایج. مربوط به دهان یا زبان گفتاری، همپوشانی با lingual در معنی زبان عضوی.

Common. Relating to the mouth or spoken language, overlap with lingual when about tongue.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000