در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی توت کوچک، قرمز و ترش، شبیه به کرنبری، که روی یک بوته همیشه سبز کوتاه، بومی جنگلهای شمالی و توندراهای قطبی رشد میکند.
A small, red, tart berry, similar to a cranberry, that grows on a low evergreen shrub, native to boreal forests and Arctic tundra.
«مربای لینگانبری یک شیرینی سنتی اسکاندیناوی است.»
“Lingonberry jam is a traditional Scandinavian preserve.”
«او لینگانبری تازه از جنگل جمع کرد.»
“She gathered fresh lingonberries from the forest.”