lingers

lin·gers/ˈlɪŋ.ɡərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lingeredpast participle (مفعولی): lingered-ing (حال): lingering3rd (سوم): lingers

فعل — طول کشیدن

طول کشیدنماندن

بیش از حد انتظار در جایی یا وضعیتی باقی ماندن.

Continues to remain in a place or situation longer than expected.

«بو قهوه در هوا باقی می‌ماند.»

The smell of coffee lingers in the air.

«شک‌های او بعد از جلسه ادامه داشت.»

Her doubts lingered after the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
persistپایدار ماندن

رسمی/خنثی. ادامه داشتن در طول زمان را نشان می‌دهد و در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.

Formal/neutral. Emphasizes continuation over time, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000