monosyllabically

mon·o·syl·lab·i·cal·ly/ˌmɒnəˌsɪˈlæbɪkli/
mono-one, singlesyllabsyllable-icpertaining to-allyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): monosyllabicposition (جایگاه): end

قید — یک‌هجایی

یک‌هجاییبه صورت تک‌هجایی

به شکلی که تنها از یک هجا تشکیل شده باشد یا با استفاده از کلمات یک‌هجایی.

In a way that uses or consists of only one syllable.

«او به هر سؤال با کلمات تک‌هجایی پاسخ داد و هیچ جزئیات اضافی ارائه نکرد.»

He answered every question monosyllabically, offering no extra details.

«کودک به صورت تک‌هجایی صحبت می‌کرد، هنوز در حال یادگیری ساختن کلمات طولانی‌تر بود.»

The child spoke monosyllabically, still learning to form longer words.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000