monotonously

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/məˈnɒtənəsli/
monotonousrepetitive and tedious-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): monotonousposition (جایگاه): middle

قید — یکنواخت

یکنواختبا لحنی یکنواخت

به‌طور یکنواخت، تکراری و خسته‌کننده، که معمولاً باعث کسل شدن می‌شود.

In a dull, repetitive, and unvarying manner, often causing boredom.

«او در طول سخنرانی به طور یکنواخت صحبت کرد.»

He spoke monotonously throughout the lecture.

«دستگاه با صدای یکنواختی در پس‌زمینه کار می‌کرد.»

The machine hummed monotonously in the background.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tediouslyخسته‌کننده

معمولی. بر خستگی و تکرار تأکید دارد، اغلب قابل تعویض است.

Common. Emphasizes boredom and repetition, often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000