morally

mor·al·ly/ˈmɒr.ə.li/
moralrelating to right and wrong-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): moralposition (جایگاه): end

قید — از نظر اخلاقی

از نظر اخلاقیاخلاقا

به صورتی که مربوط به اصول درست و نادرست بودن رفتار است.

In a way that relates to principles of right and wrong behavior.

«تصمیم از نظر اخلاقی درست بود.»

The decision was morally right.

«او در موقعیت‌های سخت، اخلاقی رفتار کرد.»

He acted morally in difficult situations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ethicallyاز لحاظ اخلاقی

رسمی. معنای مشابه در زمینه اصول رفتار صحیح.

Formal. Similar in meaning when discussing principles of right conduct.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000