motoring

mo·tor·ing/ˈmoʊtərɪŋ/
motormachine for movement or power-ingnoun formation or present participle suffix
noun (اسم)common

اسم — رانندگی

رانندگیمسافرت با خودرو

فعالیت یا ورزش رانندگی یا سفر با وسیله نقلیه موتوری.

The activity or sport of driving or traveling by motor vehicle.

«آن‌ها از رانندگی در حومه شهر لذت می‌برند.»

They enjoy motoring through the countryside.

«رانندگی نیازمند توجه دقیق است.»

Motoring requires careful attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drivingرانندگی

رایج است. معنای مشابه اما motoring بیشتر برای سفرهای تفریحی یا طولانی است.

Common. Similar meaning but 'motoring' often implies leisure or longer trips.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000