mould

/məʊld/
noun (اسم)common

اسم — کپک

کپکقارچ

رشد قارچی پشمالو که روی مواد ارگانیک مرطوب تشکیل می‌شود.

A fuzzy growth of fungus that forms on damp organic matter.

«روی نانی که زیاد مانده بود کپک زد.»

Mould grew on the bread left out too long.

«زیرزمین مرطوب و پر از کپک بود.»

The basement was damp and full of mould.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moldکپک

اسپلینگ آمریکایی؛ همان معنی را دارد.

American English spelling variant; same meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000