move on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/muv ɑn/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ادامه دادن

ادامه دادنبه مرحلهٔ بعد رفتن

یعنی به موضوع، کار یا مرحلهٔ بعدی رفتن.

To continue to the next subject, activity, or stage.

«بیا به سؤال بعدی برویم.»

Let's move on to the next question.

«کلاس بعد از ناهار ادامه یافت.»

The class moved on after lunch.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — گذشتن از گذشته

گذشتن از گذشتهرها کردن

یعنی از نظر عاطفی از اتفاق یا رابطه‌ای گذشته عبور کردن.

To recover emotionally and stop dwelling on a past event or relationship.

«ماه‌ها طول کشید تا او از آن بگذرد.»

It took her months to move on.

«او بعد از جدایی زود از آن عبور کرد.»

After the breakup, he moved on quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000