mowing

mow·ing/ˈmoʊ.ɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): mowedpast participle (مفعولی): mowed/mown-ing (حال): mowing3rd (سوم): mows

فعل — چیدن علف

چیدن علفدرآمدن

کندن علف یا محصولات کشاورزی با استفاده از دستگاه یا ابزار.

Cutting grass or crops using a machine or tool.

«او در حیاط پشتی چمن را می‌زند.»

He is mowing the lawn in the backyard.

«چیدن علف برای مرتب نگه داشتن باغ ضروری است.»

Mowing is necessary to keep the garden neat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cuttingبرش دادن

رایج. اصطلاح کلی که معمولاً در زمینه علف یا گیاهان با mowing قابل جایگزینی است.

Common. General term, often interchangeable with mowing in context of grass or plants.

harvestingدرآمدن محصول

خاص برای جمع‌آوری محصولات رسیده است، مرتبط با mowing در بعضی محصولات.

Specific to gathering mature crops, related to mowing for some plants.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000