muley

mu·ley/ˈmjuːli/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): more muleysuperlative (عالی): most muley

صفت — مولا مانند

مولا مانندلجوج

مرتبط با مولا یا شبیه آن، گاهی برای توصیف لجاجت به کار می‌رود.

Relating to or resembling a mule, sometimes used to describe stubbornness.

«او لجاجتی مولا مانند داشت که دست برنداشت.»

He had a muley stubbornness that wouldn’t quit.

«جانور مولا مانند بارهای سنگین را به خوبی حمل می‌کرد.»

The muley beast carried heavy loads efficiently.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000