در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک ماهی شکارچی بزرگ در آبهای شیرین آمریکای شمالی، که به نام ماسکلانج شناخته میشود.
A large North American freshwater predatory fish, also called muskellunge.
«ماهی موسکی توسط ماهیگیران ورزشی ارزشمند شمرده میشود.»
“The muskie is prized by sport fishermen.”
«او در دریاچه یک ماهی موسکی بزرگ گرفت.»
“He caught a huge muskie in the lake.”