در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وضعیتی از بهمریختگی یا بینظمی
a state of disorder or mess
«اتاقش کاملاً بههمریخته بود.»
“His room was in a complete muss.”
«او به سرعت بههمریختگی را تمیز کرد.»
“She cleaned up the muss quickly.”
رایج. معنایی مشابه نشاندهنده نابسامانی یا بهمریختگی.
Common. Similar meaning indicating disorder or untidiness.