muted

mut·ed/ˈmjuː.tɪd/
mutesilent or quiet-edhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more mutedsuperlative (عالی): most muted

صفت — بی‌صدا

بی‌صداکم‌صدا

کم‌صدا یا ملایم در صدا یا رنگ؛ نه بلند یا روشن.

Softened in tone or subdued; not loud or bright.

«اتاق با رنگ‌های ملایم تزئین شده بود.»

The room was decorated in muted colors.

«در جلسه با صدای کم‌صدا صحبت کرد.»

She spoke in a muted voice during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
subduedمهار شده

رسمی. برای صدا یا احساسات ملایم شده استفاده می‌شود؛ مشابه muted.

Formal. Used for softened tones or feelings; similar to muted.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000