mutually

mu·tu·al·ly/ˈmjuːtʃʊəli/
mutualshared between two or more parties-lyforming an adverb
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): mutualposition (جایگاه): middle

قید — به طور متقابل

به طور متقابلدوطرفه

به گونه‌ای که توسط دو یا چند طرف به طور مساوی تجربه یا انجام شود.

In a way that is experienced or done by two or more parties equally.

«آنها به طور متقابل موافقت کردند قرارداد را پایان دهند.»

They mutually agreed to end the contract.

«اعتماد باید به صورت دوطرفه حفظ شود.»

Trust must be mutually maintained.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000