nard

/nɑːrd/
noun (اسم)archaic

اسم — نارد

نارداسپایک‌نارد

مرهم یا روغن معطر استخراج شده از گیاه اسپایک‌نارد

a fragrant ointment or essential oil derived from spikenard plant

«معبد از نارد برای جشن‌های روغن‌مالی استفاده می‌کرد.»

The temple used nard for anointing ceremonies.

«نارد عطری قوی و مطبوع دارد.»

Nard has a strong and pleasant aroma.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000