nav

/næv/
noun (اسم)informal

اسم — ناوبری

ناوبری

شکل کوتاه‌شده کلمه «ناوبری» مخصوصاً در الکترونیک یا رایانه

A shortened form of 'navigation', especially in electronics or computing

«جی‌پی‌اس برای یافتن موقعیت شما از ناوبری استفاده می‌کند.»

The GPS uses nav to find your location.

«سیستم ناوبری ماشین را بررسی کن.»

Check the nav system in the car.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000