nautical

nau·ti·cal/ˈnɔːtɪkəl/
naut-sailor, ship-icalrelated to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more nauticalsuperlative (عالی): most nautical

صفت — دریایی

دریاییدریانوردیکشتی‌رانی

مربوط به کشتی‌ها، دریانوردان یا ناوبری؛ دریایی.

Relating to ships, sailors, or navigation; maritime.

«او علاقه زیادی به تاریخ دریانوردی دارد.»

He has a keen interest in nautical history.

«اتاق با تم دریایی، با لنگر و طناب، تزئین شده بود.»

The room was decorated in a nautical theme, with anchors and ropes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marineدریایی

عادی. اغلب قابل تعویض است، به ویژه هنگامی که به چیزهایی اشاره دارد که در دریا یافت می‌شوند یا به آن مربوط هستند (مثلاً 'حیات دریایی'، 'نقشه‌های دریایی'). 'نَوتیکال' به طور خاص به ناوبری، کشتی‌ها و دریانوردی اشاره دارد، در حالی که 'مارین' می‌تواند گسترده‌تر باشد و همه جنبه‌های دریا را پوشش دهد.

Common. Often interchangeable, especially when referring to things found in or relating to the sea (e.g., 'marine life', 'nautical charts'). 'Nautical' specifically implies connection to navigation, ships, and sailing, whereas 'marine' can be broader, covering all aspects of the sea.

maritimeدریایی

رسمی. بسیار شبیه 'نَوتیکال' و اغلب قابل تعویض است، به ویژه در بافت‌های رسمی مانند 'قانون دریایی' یا 'اصطلاحات دریانوردی'. 'ماریتایم' اغلب دامنه کمی گسترده‌تری دارد و به همه چیزهای مرتبط با دریا، از جمله تجارت و مناطق ساحلی، اشاره دارد، در حالی که 'نَوتیکال' بیشتر بر کشتی‌ها و دریانوردی تمرکز دارد.

Formal. Very similar to 'nautical' and often interchangeable, especially in formal contexts like 'maritime law' or 'nautical terms'. 'Maritime' often has a slightly broader scope, referring to all things connected with the sea, including trade and coastal areas, while 'nautical' focuses more on vessels and sailing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000