neigh

/neɪ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): neighedpast participle (مفعولی): neighed-ing (حال): neighing3rd (سوم): neighs

فعل — صدای اسب

صدای اسب

صدا کردن با صدای بلند و خاص اسب.

To make the characteristic high-pitched sound of a horse.

«اسب با صدای بلند در میدان صدا کرد.»

The horse neighed loudly in the field.

«صدای اسب را در نزدیکی شنیدیم.»

We heard the neigh of a horse nearby.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000