adjective (صفت)common
صفت — کاسترده
کاستردهعقیمشده
دارای عمل جراحی برای برداشتن اندامهای تولیدمثل به منظور جلوگیری از تولید مثل.
Having had reproductive organs surgically removed to prevent reproduction.
«گربه هفته پیش عقیم شد.»
“The cat was neutered last week.”
«حیوانات کاسترده معمولاً عمر طولانیتری دارند.»
“Neutered pets tend to live longer.”
تفاوت با واژههای مشابه
spayed— کاسترده (مونث)
فنی/روزمره. مخصوص حیوانات ماده است و هنگام اشاره به جلوگیری از تولیدمثل در حیوانات خانگی قابل جایگزینی است.
Technical/Everyday. Specifically for female animals; interchangeable when referring to preventing reproduction in pets.