spayed

/speɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spayedpast participle (مفعولی): spayed-ing (حال): spaying3rd (سوم): spays

فعل — تخت کردن حیوان ماده

تخت کردن حیوان مادهعمل عقیم‌سازی حیوان ماده

گذشته فعل spay؛ عمل جراحی برداشتن اندام‌های تولیدمثل حیوان ماده برای جلوگیری از تولیدمثل.

Past tense of 'spay'; to surgically remove the reproductive organs of a female animal to prevent reproduction.

«سگ هفته گذشته عقیم شد.»

The dog was spayed last week.

«گربه‌های عقیم نمی‌توانند بچه‌دار شوند.»

Spayed cats cannot have kittens.

تفاوت با واژه‌های مشابه
neuteredعقیم‌شده

رایج. اصطلاح کلی برای عقیم کردن حیوانات، شامل نر و ماده.

Common. General term for sterilizing animals, including males and females.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000