new kid in town

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/nu kɪd ɪn taʊn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تازه‌وارد

تازه‌واردعضو جدید

فرد یا سازمانی که تازه وارد یک مکان یا حوزه شده است.

a person or organization that has recently arrived in a place or field

«او به‌عنوان تازه‌وارد با دقت گوش می‌داد.»

As the new kid in town, she listened carefully.

«آن شرکت نوپا تازه‌وارد این حوزه است.»

The startup is the new kid in town.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000