در حال آمادهسازی واژه...
دیگر هرگز؛ در هیچ زمان آینده.
Never again; at no future time.
«او قسم خورد که دیگر هرگز برنگردد.»
“He vowed to return nevermore.”UKUS
«غراب گفت «هرگز دیگر».»
“The raven said 'nevermore.'”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000