در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
روزنامهنگار زن که برای روزنامه کار میکند.
A female journalist who works for a newspaper.
«خبرنگار زن انتخابات محلی را پوشش داد.»
“The newspaperwoman covered the local election.”
«او به روزنامهنگار زن مشهوری تبدیل شد.»
“She became a famous newspaperwoman.”