non-operational

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

non-op·er·a·tion·al/ˌnɒnˌɒpəˈreɪʃənəl/
non-negation / notoperationalin a state of working or functioning
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more non-operationalsuperlative (عالی): most non-operational

صفت — غیرعملیاتی

غیرعملیاتیغیرفعال

فعال یا قابل استفاده نیست؛ غیرعملیاتی و غیرفعال.

Not functioning or ready to be used; inactive.

«دستگاه‌های غیرعملیاتی کارخانه باعث تاخیر شدند.»

The factory's non-operational machinery caused delays.

«آسانسور غیرعملیاتی باعث شد مردم از پله‌ها استفاده کنند.»

The non-operational elevator forced people to use the stairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inactiveغیرفعال

رایج. وقتی می‌خواهند چیزی که در حال حاضر کار نمی‌کند یا استفاده نمی‌شود را توصیف کنند به جای non-operational استفاده می‌شود.

Common. Used interchangeably when describing something not currently working or in use — 'inactive equipment' works, similar to non-operational.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000