در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که به طور طبیعی در یک مکان خاص منشأ نمیگیرد یا رخ نمیدهد؛ از جای دیگری وارد شده است.
Not originating or occurring naturally in a particular place; introduced from elsewhere.
«گونههای غیر بومی گاهی اوقات میتوانند گونههای بومی را از میدان به در کنند.»
“Nonnative species can sometimes outcompete native ones.”
«او انگلیسی را به عنوان یک زبانآموز غیر بومی آموخت.»
“She learned English as a nonnative speaker.”
رایج. 'خارجی' به معنای آمدن از کشوری یا منطقه دیگر است. 'غیر بومی' گستردهتر است و میتواند به چیزی اشاره کند که بومی یک اکوسیستم خاص نیست، حتی اگر از همان کشور باشد. 'یک زبان خارجی' درست است، 'گونههای غیر بومی میتوانند به اکوسیستمهای محلی آسیب بزنند' درست است.
Common. 'Foreign' implies coming from another country or region. 'Nonnative' is broader and can refer to something not native to a specific ecosystem, even if from the same country. 'A foreign language' works, 'nonnative species can harm local ecosystems' works.
رایج. 'عجیب و غریب' اغلب به معنای چیزی غیرمعمول، جالب یا از یک کشور خارجی دور است. در حالی که گونههای عجیب و غریب غیر بومی هستند، 'غیر بومی' همان مفهوم جذاب بودن را ندارد. 'میوههای عجیب و غریب' درست است، 'گیاهان غیر بومی' درست است.
Common. 'Exotic' often implies something unusual, interesting, or from a distant foreign country. While exotic species are nonnative, 'nonnative' does not carry the same connotation of being intriguing. 'Exotic fruits' works, 'nonnative plants' works.