north

/nɔːrθ/
1noun (اسم)common

اسم — شمال

شمال

یکی از چهار جهت اصلی قطب‌نما، ۹۰ درجه در جهت عقربه‌های ساعت از غرب و مقابل جنوب.

One of the four main cardinal points of the compass, 90 degrees clockwise from west and opposite south.

«سوزن قطب‌نما به سمت شمال اشاره می‌کند.»

The compass needle points to the North.

«آنها چندین روز به سمت شمال سفر کردند.»

They traveled North for several days.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): further northsuperlative (عالی): furthest north

صفت — شمالی

شمالی

واقع در، رو به، یا در حال حرکت به سمت شمال.

Situated in, facing, or moving toward the north.

«باد شمالی به شدت می‌وزید.»

The north wind was blowing strongly.

«خانه ما یک پنجره رو به شمال دارد.»

Our house has a north-facing window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
northernشمالی

روزمره. در اکثر بافت‌ها هنگام توصیف مکان یا جهت چیزی، قابل جایگزینی است. 'بادهای شمالی' و 'بادهای شمال' عمدتاً مترادف هستند.

Everyday. Interchangeable in most contexts when describing something's location or direction. 'Northern winds' and 'north winds' are largely synonymous.

متضادها
3adverb (قید)commontype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — به سمت شمال

به سمت شمالشمالاً

به سمت یا در جهت شمال.

To or toward the north.

«پرندگان در بهار به سمت شمال پرواز می‌کنند.»

The birds fly north in the spring.

«آنها در امتداد ساحل به سمت شمال حرکت کردند.»

They sailed north along the coast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
northwardبه سوی شمال

رسمی/ادبی. هنگام نشان دادن جهت حرکت با 'north' قابل جایگزینی است. 'پرواز به سوی شمال' و 'پرواز شمالاً' هر دو کاربرد دارند. 'Northward' ممکن است کمی رسمی‌تر یا شاعرانه‌تر به نظر برسد.

Formal/Literary. Interchangeable with 'north' when indicating direction of movement. 'Flying northward' and 'flying north' both work. 'Northward' might sound slightly more formal or poetic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000