south

/saʊθ/
1noun (اسم)common

اسم — جنوب

جنوب

جهتی مخالف شمال؛ یکی از چهار نقطه اصلی قطب‌نما.

The direction opposite to north; one of the four cardinal points of the compass.

«پرندگان برای زمستان به سمت جنوب پرواز می‌کنند.»

The birds fly south for the winter.

«شهر در جنوب کوهستان قرار دارد.»

The city lies to the south of the mountains.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): southersuperlative (عالی): southest

صفت — جنوبی

جنوبی

واقع شده در جنوب، رو به جنوب، یا در حال حرکت به سمت جنوب.

Situated in, facing, or moving towards the south.

«آنها در جنوب فرانسه زندگی می‌کنند.»

They live in the south of France.

«باد جنوبی شدیدی می‌وزید.»

A strong south wind was blowing.

متضادها
3adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): southernposition (جایگاه): end

قید — به سمت جنوب

به سمت جنوبدر جنوب

به سمت جنوب یا در جنوب.

Towards or in the south.

«کاروان به سمت جنوب حرکت کرد.»

The caravan headed south.

«این شهر در جنوب پایتخت واقع شده است.»

The city is located south of the capital.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000