sourly

sour·ly/ˈsaʊər.li/
sourhaving an acidic or harsh quality-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): sourposition (جایگاه): end

قید — به‌طور ترش‌مزاجانه

به‌طور ترش‌مزاجانهبا نارضایتیبه‌صورت بدخلق

به صورت ناراضی یا خصمانه

in a displeased or unfriendly manner

«او با نارضایتی گفت و دور شد.»

He said it sourly and walked away.

«او به آن نظر به طور بدخلقانه لبخند زد.»

She smiled sourly at the comment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000