soured

/ˈsaʊərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): souredpast participle (مفعولی): soured-ing (حال): souring3rd (سوم): sours

فعل — ترش شدن

ترش شدنتخمیر شدنتلخ شدن

طعم، بو یا احساس چیزی خراب یا ناخوشایند شدن، تند یا ترش شدن.

Became bad or unpleasant in taste, smell, or feeling; turned acidic or bitter.

«شیر بعد از یک هفته ترش شد.»

The milk soured after a week.

«دوستی آنها به مرور تلخ شد.»

Their friendship soured over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoiledخراب شدن

رایج. به معنای خراب شدن است ولی sour بیشتر به ترش شدن اشاره دارد.

Common. Means gone bad, but 'soured' often implies acidification.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000