soupy

soup·y/ˈsuːpi/
soupliquid food-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): soupiersuperlative (عالی): soupiest

صفت — شبیه سوپ

شبیه سوپآبدار

دارای قوام یا ویژگی‌های مانند سوپ؛ غلیظ و مایع.

Having the consistency or characteristics of soup; thick and liquidy.

«خورش پس از اضافه کردن آب بسیار آبکی شد.»

The stew was very soupy after adding water.

«سس برای غذا بیش از حد رقیق بود.»

The sauce was too soupy for the dish.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000