sourball

sour·ball/ˈsaʊərˌbɔːl/
souracid or tart in tasteballround shape
noun (اسم)informalplural (جمع): sourballs

اسم — آبنبات ترش گرد

آبنبات ترش گردشیرینی ترش

یک آب‌نبات کوچک گرد با طعم ترش.

A small round sour-flavored candy.

«بچه‌ها عاشق خوردن آبنبات‌های ترش هستند.»

Kids love eating sourballs as treats.

«آبنبات ترش طعمی تند در دهانم گذاشت.»

The sourball left a tangy taste in my mouth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000