soused

/saʊzd/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more sousedsuperlative (عالی): most soused

صفت — مست

مستخیسانده

مست یا الکلی؛ همچنین خیسانده یا اشباع شده (کمیاب‌تر).

Drunk or intoxicated; soaked or saturated (less common sense).

«او آن‌قدر مست بود که نمی‌توانست بایستد.»

He was so soused he couldn’t stand up.

«ماهی‌ها در یک سس تند خیسانده شدند.»

The fish were soused in a spicy marinade.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drunkمست

کلمه غیررسمی رایج برای مست بودن، در بسیاری از موارد قابل جایگزینی است.

Common informal word for intoxicated, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000