sours

/saʊərz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): souredpast participle (مفعولی): soured-ing (حال): souring3rd (سوم): sours

فعل — ترش شدن

ترش شدننه خوشایند شدن

نامطبوع یا کمتر خوشایند شدن، مخصوصاً در طعم یا حالت روحی.

Becomes unpleasant or less enjoyable, especially in taste or mood.

«شیر اگر زیاد بیرون بماند ترش می‌شود.»

Milk sours if left out too long.

«دوستی‌شان بعد از مشاجره خراب شد.»

Their friendship sours after the argument.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spoilsخراب شدن

روزمره. به خراب شدن غذا یا حال بد اشاره دارد و شبیه sours است اما گسترده‌تر است.

Everyday. Refers to food or moods becoming bad, similar to 'sours' but can be broader.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000