اسم — غنائم
کالاها یا منافع بهدستآمده از زور، مخصوصاً در جنگ؛ غنیمت یا غارت.
Goods or benefits taken by force, especially in war; loot or plunder.
«ارتش پس از پیروزی غنائم را تقسیم کرد.»
“The army divided the spoils after the victory.”
«آنها غنائم شهر بهدستآمده را به خود اختصاص دادند.»
“They claimed the spoils of the captured city.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنی مشابه اما گاهی به دریافت غیرقانونی یا مخفیانه اشاره دارد.
Common. Similar meaning but sometimes implies illegal or secretive taking.
فعل — خراب کردن
خراب کردن یا از بین بردن چیزی، یا کاهش ارزش یا کیفیت آن.
To damage or ruin something, or to diminish its value or quality.
«باران برنامه پیکنیک را خراب کرد.»
“Rain spoiled the picnic plans.”
«رفتار او حال و هوای مهمانی را خراب کرد.»
“His behavior spoiled the mood of the party.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در بسیاری از موقعیتها بهجای spoil به کار میرود.
Common. Interchangeable in many contexts of damaging or destroying.