nullifies

nul·li·fies/ˈnʌlɪfaɪz/
nullzero, invalid-ifyto make or cause
verb (فعل)formalpast (گذشته): nullifiedpast participle (مفعولی): nullified-ing (حال): nullifying3rd (سوم): nullifies

فعل — باطل می‌کند

باطل می‌کندلغو می‌کند

زمان حال مفرد سوم فعل «باطل کردن»: بی‌اثر یا نامعتبر ساختن قانونی.

Third person singular present tense of 'nullify': to make legally null or void; invalidate.

«قرارداد توافقات قبلی را باطل می‌کند.»

The contract nullifies previous agreements.

«اقدامات او معامله را لغو می‌کند.»

His actions nullify the deal.

تفاوت با واژه‌های مشابه
invalidateنامعتبر کردن

رسمی. برای بیان بی‌اثر یا نامعتبر کردن به کار می‌رود.

Formal. Used to express making something legally or officially invalid.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000