nurtured

nur·tured/ˈnɜrtʃərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): nurturedpast participle (مفعولی): nurtured-ing (حال): nurturing3rd (سوم): nurtures

فعل — پرورش یافته

پرورش یافتهمراقبت شده

گذشته فعل nurture؛ مراقبت و تشویق رشد یا توسعه چیزی.

Past tense of nurture: to care for and encourage growth or development.

«گیاهان با دقت در گلخانه پرورش داده شدند.»

The plants were nurtured carefully in the greenhouse.

«او استعدادهایش را در طول کودکی پرورش داد.»

She nurtured her talents throughout childhood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raisedبزرگ شده

معمولی. معنای نزدیک اما اشاره بیشتر به پرورش توسط والدین دارد.

Common. Similar meaning but 'raised' often implies upbringing by parents specifically.

cultivatedپرورانده شده

رسمی. رشد یا توسعه عمدی را برجسته می‌کند، معمولاً برای مهارت‌ها یا گیاهان استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes intentional growth or development, often used for skills or plants.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000