nuzzled

nuz·zled/ˈnʌzəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): nuzzledpast participle (مفعولی): nuzzled-ing (حال): nuzzling3rd (سوم): nuzzles

فعل — مالیدن

مالیدنفشردن

گذشته فعل nuzzle؛ با بینی یا صورت به آرامی مالیدن یا فشار دادن.

Past tense of nuzzle; to rub or push gently with nose or face.

«گربه کوچک دست او را مالید.»

The kitten nuzzled her hand.

«او در پتوی گرم فرو رفت.»

He nuzzled into the warm blanket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snuggleچسبیدن

غیررسمی. تماس فیزیکی نزدیک و محبت‌آمیز؛ nuzzle به ویژه بینی یا صورت را شامل می‌شود.

Informal. Close, affectionate physical contact; 'nuzzle' specifically involves nose or face.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000